پاورپوینت حکایت گلستان سعدی مردم آزاری را حکایت کنند که سنگی بر سر صالحی زد
فرمت فایل دانلودی:فرمت فایل اصلی: ppt
تعداد صفحات: 8
حجم فایل: 5351
قیمت: 41000 تومان
بخشی از متن:
توضیحات:
گلستانسعدی
باباول در سیرت پادشاهان
حکایتشماره 21
مردم آزاریرا حکایت کنند که سنگی بر سر صالحی زد
تعداداسلاید: 8
مردم آزاری را حکایت کنندکه سنگی بر سر صالحی زد. درویش را مجالِ انتقام نبود. سنگ را نگاه همی داشت تازمانی که مَلِک را بر آن لشکری خشم آمد و در چاه کرد. درویش اندر آمد و سنگ در سرشکوفت. گفتا: تو کیستی و مرا این سنگ چرا زدی؟ گفت: من فلانم و این همان سنگ است کهدر فلان تاریخ بر سر من زدی. گفت: چندین روزگار کجا بودی؟ گفت: از جاهت اندیشه همی کردم.اکنون که در چاهت دیدم، فرصت غنیمت دانستم.
ناسزایی را که بینی بخت یار
عاقلان تسلیم کردند اختیار
چون نداری ناخنِ درّنده تیز
با دَدان آن بِه که کم گیریستیز
هر که با پولاد بازو،پنجه کرد
ساعدِ مسکینِ خود را رنجهکرد
باش تا دستش ببندد روزگار
پس به کامِ دوستان مغزشبر آر
با به کارگریی تم، افکتها، تصاویر و اشکال متحرک بسیار زیبانوع فایل PowerPoint pptx قابل ویرایش و آماده پرینت می باشد