پاورپوینت حکایت طایفه دزدان گلستان سعدی

پاورپوینت حکایت طایفه دزدان گلستان سعدی
فرمت فایل دانلودی:
فرمت فایل اصلی: ppt
تعداد صفحات: 24
حجم فایل: 8344
قیمت: 69000 تومان

بخشی از متن:

توضیحات

سعدیگلستان

 باب اول در سیرت پادشاهان حکایت

 شماره4 طایفه دزدان

حالتکتاب ورق زن

تعداداسلاید: 24

طایفهٔدزدانِ عرب بر سرِ کوهی نشسته بودند و منفذِ کاروان بسته، و رعیّتِ بُلْدان ازمَکایدِ ایشان مرعوب و لشکرِ سلطان مغلوب. به حکمِ آنکه مَلاذی مَنیع از قلّهٔکوهی گرفته بودند و مَلجا و ماوای خود ساخته. مدبّرانِ ممالک آن طرف در دفعِ مضرّتایشان مشاورت همی کردند که اگر این طایفه هم برین نَسَق روزگاری مداومت نمایندمقاومت ممتنع گردد.

 

درختی که اکنون گرفته ستپای

 

به نیرویِ شخصی برآید زجای

 

و گر همچنان روزگاری هِلی

 

به گردونش از بیخ، برنگسلی

 

سرِ چشمه شایَد گرفتن بهبیل

 

چو پُر شد نشاید گذشتن بهپیل

 

سخن بر این مقرّر شد که یکیبه تجسّسِ ایشان برگماشتند و فرصت نگاه می داشتند تا وقتی که بر سر قومی راندهبودند و مقام خالی مانده. تنی چند مردان واقعه دیدهٔ جنگ آزموده را بفرستادندتا در شِعْبِ جبل پنهان شدند. شبانگاهی که دزدان باز آمدند، سفرکرده و غارت آورده،سلاح از تن بگشادند و رخت و غنیمت بنهادند. نخستین دشمنی که بر سر ایشان تاختنآورد خواب بود. چندان که پاسی از شب در گذشت،

 

قرصِ خورشید در سیاهی شد

 

یونس اندر دهانِ ماهی شد

 

مردانِ دلاور از کمین بهدر جستند و دستِ یکان یکان بر کِتف بستند و بامدادان به درگاه ملک حاضر آوردند.همه را به کشتن اشارت فرمود. اتفاقاً در آن میان جوانی بود میوهٔعنفوانِ شبابش نورسیده و سبزهٔ گلستانِ عذارش نودمیده. یکی از وزرا پایِ تختِ ملک را بوسهداد و رویِ شفاعت بر زمین نهاد و گفت: این پسر هنوز از باغِ زندگانی بر نخورده واز رَیَعانِ جوانی تمتع نیافته. توقّع به کرم و اخلاق خداوندیست که به بخشیدنِ خوناو بر بنده منّت نهد. ملک روی از این سخن در هم کشید و موافقِ رایِ بلندش نیامد وگفت:

 

پرتوِ نیکان نگیرد هر کهبنیادش بد است

 

تربیت نااهل را چونگِردِکان بر گنبد است

 

ِِنسلِ فسادِ اینان منقطعکردن اولی تر است و بیخِ تبارِ ایشان بر آوردن، که آتش نشاندن و اَخگَر گذاشتن وافعی کشتن و بچه نگه داشتن کارِ خردمندان نیست.

 

ابر اگر آبِ زندگی بارد

 

هرگز از شاخِ بید بَرنخوری

 

با فرومایه روزگار مبر

 

کز نیِ بوریا شِکَر نخوری

 

وزیر این سخن بشنید.طُوْعاً و کرهاً بپسندید و بر حسنِ رایِ ملک آفرین خواند و گفت: آنچه خداوند، دامَ مُلکُهُ،فرمود عینِ حقیقت است که اگر در صحبتِ آن بدان تربیت یافتی طبیعتِ ایشان گرفتی و یکیاز ایشان شدی، امّا بنده امیدوار است که در صحبتِ صالحان تربیت پذیرد و خویِخردمندان گیرد که هنوز طفل است و سیرت بَغْی و عِناد در نهادِ او متمکّن نشده و درخبر است: کُلُّ مولودٍ یُولَدُ عَلَی الْفِطْرَهِ فَابَواهُ یُهَوِّدانِهِ و یُنَصِّرانِهِو یُمَجِّسانِهِ.

 

با بدان یار گشت همسرِلوط

 

خاندان نبوّتش گم شد

 

سگِ اصحابِ کهف روزی چند

 

پیِ نیکان گرفت و مردم شد

 

این بگفت و طایفه ای ازندمایِ ملک با وی به شفاعت یار شدند تا ملک از سرِ خونِ او درگذشت و گفت: بخشیدم،اگرچه مصلحت ندیدم.

 

دانی که چه گفت زال بارستمِ گرد؟

 

دشمن نتوان حقیر و بیچارهشمرد

 

دیدیم بسی، که آبِ سرچشمهٔخرد

 

چون بیشتر آمد شتر و بارببرد

 

فی الجمله، پسر را به نازو نعمت بر آوردند و استادان به تربیتِ او نصب کردند تا حسنِ خِطاب و ردِّ جواب وآدابِ خدمتِ ملوکش در آموختند و در نظرِ همگِنان پسندیده آمد. باری، وزیر از شمایلِاو در حضرتِ ملک شمّه ای می گفت که تربیتِ عاقلان در او اثر کرده است و جهلِ قدیماز جِبِلّتِ او به در برده. ملک را تبسّم آمد و گفت:

 

عاقبت گرگ زاده گرگ شود

 

گرچه با آدمی بزرگ شود

 

سالی دو بر این بر آمد.طایفهٔ اوباشِ محلّت بدو پیوستند و عقدِ موافقت بستند تا به وقتِفرصت وزیر و هر دو پسرش را بکشت و نعمت بی قیاس برداشت و در مَغارهٔدزدان به جایِ پدر بنشست و عاصی شد. ملک دستِ تحیّر به دندان گزیدن گرفت و گفت:

 

شمشیرِ نیک از آهنِ بدچون کند کسی؟

 

ناکس به تربیت نشود ای حکیمکس

 

باران که در لطافتِ طبعشخِلاف نیست

 

در باغ لاله روید و درشوره بوم خَس

 

زمینِ شوره سنبل بر نیارد

 

در او تخم و عمل ضایعمگردان

 

نکویی با بَدان کردن چناناست

 

که بَد کردن به جایِ نیک مردان

 

با به کارگریی تم، افکتها، تصاویر و اشکال متحرک بسیار زیبانوع فایل  PowerPoint   pptx قابل ویرایش و آماده پرینت می باشد

پرداخت با کلیه کارتهای عضو شتاب امکان پذیر است.
مشاهده محصول

(با کلیک روی دکمه به سایت فروشنده منتقل می شوید)

📥 مشاهده و دریافت فایل