فرمت فایل اصلی: پاورپوینت PowerPoin pptx
تعداد صفحات: 49
حجم فایل: 1881
قیمت: 94000 تومان
بخشی از متن:
کتاب در ابتدا نام دیگری داشت.
نام کتاب در زمان خلق اثر، «نامردگان مرده» بود که پس از مدتی، کوتاه تر شد و به «نامردگان» تغییر یافت. اما «استوکر» اندکی قبل از انتشار کتاب، یک بار دیگر نام اثرش را عوض کرد و به «دراکولا» تغییر داد. کتاب «دراکولا» پس از نخستین انتشار با بازخوردهای مثبت منتقدین رو به رو شد اما فروش چندانی نداشت، و «استوکر» نیز در سال های پایانی زندگی، آنقدر فقیر شده بود که مجبور بود از «صندوق ادبی سلطنتی» درخواست کمک مالی کند. تا زمان اکران فیلم های اقتباسی متعدد در قرن بیستم طول کشید تا این داستان گوتیک، به شهرت افسانه ایِ کنونی خود دست یابد.
قصر «دراکولا» بر اساس قصری در اسکاتلند به وجود آمد.
بسیاری از منتقدین اعتقاد دارند «استوکر» از قصر «اِسلِینز» در اسکاتلند به عنوان الگویی برای خلق خانه ی «دراکولا» استفاده کرده است. «استوکر» تابستان های زیادی را در منطقه ای نزدیک به این قصر سپری کرده بود و با محیط های پیرامون آن آشنایی داشت. در همین منطقه بود که او قصر «اِسلِینز» را مشاهده کرد و درباره ی آن نوشت:
قلعه ی مخروبه ای وسیع که از پنجره های سیاه بلندش، هیچ پرتو نوری نمی گذشت، و برج و باروی شکسته اش، خطی دندانه دار را در مقابل آسمان پدید می آورد.
«استوکر» هیچ وقت از «ترنسیلوانیا» بازدید نکرد.
اگرچه «استوکر» داستانش را در «ترنسیلوانیا» روایت می کند، اما خودش هیچ وقت به این منطقه در کشور رومانی نرفت. او اما در عوض، تا جایی که ممکن بود در مورد این منطقه تحقیق کرد و سایر جزئیات را نیز با تخیل خودش به وجود آورد. البته اغلب مخاطبینِ ویکتوریایی، متوجه این موضوع نشدند چرا که او جزئیاتی را از سفرنامه ها—از جمله ساعت حرکت قطارها و نام هتل ها—را به داستانش اضافه کرده بود.
شاهزاده ای رومانیایی نیز احتمالا بر شکل گیری شخصیت «دراکولا» تاثیرگذار بوده است.
گفته می شود که «استوکر» بخشی از شخصیت «دراکولا» را بر اساس شاهزاده ای رومانیایی به نام «ولاد دراکولا»، و یا «ولاد شکنجه گر» که دشمنانش را به میخ می کشید، شکل داده است. پژوهشگران درباره ی این که «استوکر» تا چه حد می توانسته در مورد «ولاد» اطلاعات داشته باشد، نظرات متفاوتی دارند و برخی از آن ها معتقدند هیچ سندی وجود ندارد که نشان دهد «استوکر» شخصیت «دراکولا» را بر اساس شاهزاده ی کینه توز رومانیایی خلق کرده است.
اما چیزی که از یادداشت های «استوکر» می دانیم این است که او کتابی به نام «شرحی از قلمرو شاهزادگان در والاچیا و مولداویا» را مطالعه کرده بود. در این کتاب، چندین حاکم با نام «دراکولا»، از جمله «ولاد شکنجه گر»، ذکر شده، و این که چگونه یکی از آن ها به نیروهای تُرک تبار حمله کرد. «استوکر» هنگام خواندن این کتاب، نام خون آشام خود را از «ومپایر» (Wampyr) به «دراکولا» تغییر داد، چرا که در یکی از پاورقی های آن کتاب نوشته شده بود: «دراکولا در زبان والاچیایی به معنای شیطان است.»
یکی از شناخته شده ترین شخصیت های شرور در دنیای ادبیات
«دراکولا» هیچ احتیاجی به معرفی ندارد: خون آشام خلق شده توسط «برام استوکر»، کُنتِ ترنسیلوانیایی که به خفاش تبدیل می شود، در تابوت ها می خوابد و خون زندگان را می نوشد، یکی از شناخته شده ترین شخصیت های شرور در دنیای ادبیات است. این شخصیت فراموش نشدنی و داستان معروف او، هنوز به میزان زمان خلق شدن توسط «استوکر» در سال 1897، برای مخاطبین ترسناک و هیجان انگیز باقی مانده است. با این مطلب همراه شوید تا درباره ی «دراکولا»، «ارباب فرزندان شب»، بیشتر بدانیم.
صدای سوت قطار بلند شد. «جاناتان هارکر» چشمانش را بست و خود را به موسیقی خیال انگیز قطار سپرد. او داشت برای معامله ای با کُنت «دراکولا» به «ترانسیلوانیا» می رفت. «جاناتان» وکیل بود و برای شرکت فردی به نام «پیتر هاوکینز» کار می کرد. شرکت برای خرید «کارفاکس»، که ملکی بسیار قدیمی در لندن بود، به کنت مشاوره می داد. «جاناتان» در طول سفر به «ترانسیلوانیا»، شهر «وین» را دید، در خیابان های «بوداپست» گشت و گذار کرد، روی پله ی باشکوه رودخانه ی «دانوب» قدم زد، و یک شام فوق العاده در رویال هتل «کلوزنبرگ» خورد؛ جوجه با طعم فلفل مجارستانی، غذای مخصوص آن منطقه. او به دلایلی خیلی عصبی بود و اگرچه تختش در هتل به قدر کافی راحت بود، همه جور خواب عجیب وغریبی دید و فکر کرد که حتما به خاطر فلفل بوده است.—از کتاب «دراکولا»
«دراکولا» احتمالا از یک کابوس سرچشمه گرفته است.
مانند بسیاری از داستان های گوتیکِ ویکتوریایی، داستان «دراکولا» نیز ظاهرا از کابوسی سرچشمه گرفت که به خاطر مصرف غذای دریایی فاسد به وجود آمده بود! طبق گفته های زندگینامه نویسی به نام «هری لادلِم»، «استوکر» پس از خوردن مقداری «خرچنگ دریایی» به خواب رفت و پس از دیدن رویایی درباره ی «یک پادشاه خون آشام که از آرامگاهش برمی خیزد»، تصمیم گرفت تا داستان معروف خود را به روی کاغذ آورد. «استوکر» در یادداشت های خصوصی خود در سال 1890 می نویسد:
مرد جوانی بیرون می رود و دخترانی را ملاقات می کند. یکی از آن ها سعی می کند او را ببوسد اما نه روی لب ها بلکه روی گلو. کُنتِ سالخورده مداخله می کند—خشم و خشونت همه جا را فرا می گیرد؛ می گوید: این مرد به من تعلق دارد. او را می خواهم.مشخص نیست که آیا این همان کابوس معروف بوده و یا نسخه ای ابتدایی از داستان «جاناتان هارکر»، اما به هر حال «استوکر» هنگام خلق کتاب جاودان خود، بارها و بارها به آن کابوس بازگشت.
پرداخت با کلیه کارتهای عضو شتاب امکان پذیر است.